على ربانى گلپايگانى
383
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
ميان دو شىء نيست ، همانگونه كه تماثل نيز نوعى تضايف و نسبت متكرر ميان دو شىء است و همينگونه است نسبت تضاد كه ميان متضادان برقرار مىگردد . اكنون اگر تضايف يكى از اقسام تقابل باشد دو اشكال لازم مىآيد : 1 - شىء ، قسم قسم خود خواهد بود ؛ زيرا تضايف قسم تقابل است و تقابل قسم تضايف . 2 - شىء ، قسيم قسم خود خواهد بود ؛ زيرا تضاد در عين اينكه قسيم تضايف است ، از اقسام تضائف هم مىباشد . و اين دو امر بالبداهه محال مىباشند . پاسخ : از اين اشكال پاسخهاى مختلفى داده شده است كه از همه روشنتر پاسخ صدرالمتألهين است كه از راه تفاوت حمل اولى ذاتى و شايع صناعى آن را پاسخ داده است و حاصل آن اين است كه ، آنجا كه تقابل قسمى از اقسام تضايف است ، مقصود تقابل به حمل اولى است و آنجا كه تقابل مقسم تضايف و اقسام ديگر واقع مىشود ، مقصود تقابل به حمل شايع و مصداق تقابل است و نيز تضائفى كه تقابل از اقسام آن است تضائف به حمل اولى است و تضائفى كه از مصاديق و اقسام تقابل است تضايف به حمل شايع است . بنابراين تقابل به حمل اولى ( مفهوم تقابل ) از اقسام تضايف به حمل شايع است و به عبارت ديگر ، تضائف داراى مصاديق بسيارى است و همانگونه كه مثلا اخوّت از مصاديق تضايف است ، تقابل ( به حمل اولى ) هم از مصاديق آن بشمار مىرود ، ولى از طرفى تقابل داراى مصاديقى است كه يكى از آنها تضايف است و اين تقابل به حمل شايع است نه تقابل به حمل اولى ، پس تضائف يكى از مصاديق تقابل به حمل شايع است ، همانگونه كه تضاد و تناقض هم از مصاديق ديگر تقابل به حمل شايع مىباشند .